3 درس برای کارآفرینان از مرد مهار نشدنی

بنیاد پرش 1 آوریل 2015 1

روشنک رهنورد

اشاره :

شاید تصور اینکه نه دست دربدن داشته باشیم و نه پا برای خیلی از ما یک کابوس باشد .کابوسی که در آن نمیتوانیم چیزی را از زمین بلند کنیم ، راه برویم و کارهای شخصی ساده خودمان را انجام بدهیم .این داستان اگرچه برای خیلی از ما  غیر قابل باور است اما برای نیک وی آچیچ (Nick Vujicic) که به دلیل سندروم تترا آملیا، بدون دست و پا به دنیا آمد رخ داده است . سوال اساسی اینجاست  آیا نیک  به دلیل این مسله  برای همیشه خانه نشین شد و روی تخت به انتظار کمک دیگران  ماند ؟

تولد یک ستاره

نیک در سال 1982 در استرالیا به دنیا آمد. در آن زمان به دلیل نبود امکانات تصویربرداری از جنین هیچ کس از وضعیت نیک خبر نداشت.او با تلاش بسیار زیاد و به کمک مادرش یاد گرفت با دو انگشتی که در انتهای اندامی مانند پا در سمت چپ پائین‌تنه‌اش وجود دارد، بنویسد. همچنین کارهای روزانه دیگری مانند نوشیدن آب با لیوان، تایپ، پرتاب توپ بیس‌بال و … را آموخت.

 

Nick Vujicic

Nick Vujicic

در دبیرستان به عنوان رهبر گروه برای موسسه خیریه اعانه جمع می‌کرد و در سن 17 سالگی موسسه خود با عنوان «زندگی بدون دست و پا» را به منظور امید دادن به افراد افسرده و ناتوان تأسیس کرد. نیک وی آچیچ جوان در سن 21 سالگی از دانشگاه گریفیت با دو مدرک لیسانس در رشته‌های حسابداری و برنامه‌ریزی مالی فارغ‌التحصیل گردید.او با ادامه فعالیت‌های خود در نهایت تبدیل به شخصی شد که سخنرانی‌هایش برای میلیون‌ها شنونده در سراسر جهان امید به زندگی و انگیزه به ارمغان می‌آورد. نوع نگاه نیک به معلولیتش و شرایط خاصی که داشت میتواند سرمشق بسیاری از کارآفرینان باشد. کارآفرینانی که ایده های عالی و ذهن پویایی دارند اما امکانات و شرایط لازم را به گمان خود ندارند. نکات زیر را میتوان به عنوان درس  از این مرد  مهارنشدنی آموخت :

اول :بهونه بی بهونه  

اگر نگاهی به زندگی نیک بیندازیم میبینیم که بهترین و قابل قبول ترین بهانه های دنیا و دلیل های عقل پسند را برای دست روی دست گذاشتن در اختیار داشته است اما بر خلاف آنچه انتظار میرفت او از پا ننشست و جریان ساز شد او را با راه انداختن بنیادی به نام زندگی بدون دست و پا مسیری را برای انگیزش مردم و جوانان ایجاد کرد .

مقصر دانستن دیگران و پیدا کردن بهانه های مختلف برای عدم تحرک و تلاش در ایران تقریبا همه گیر است .ما اغلب به دنبال یافتن یک عامل بیرونی برای عدم موفقیت ها  هستیم و انواع مختلف موانع را برای اینکه عدم تلاش و تحرک خودمان را توجیه کنیم پیدا  میکنیم .درست است که در کشور ما ایران، موانع و مشکلات  در مسیر یک کارآفرین  بسیار زیادند و بر اساس گزارش فضای کسب و کار  بانک جهانی  از این نظر ایران در بین 189 کشور دنیا رتبه 130 را در سال 2015 میلادی به دست آورده است. نکته این است که همیشه میتوان بهانه آورد اما دقیقا همینجاست که یک کارآفرین موفق از بقیه متمایز میشود .

نیک در کتاب خود آورده است : صرف این که آرزو کنی همه چیز تغییر کند، چیزی را تغییر نمی دهد،این که تصمیم بگیری همین حالا دست به کار شوی،همه چیز را دگرگون می کند.

برای بهانه آوردن همیشه وقت هست  همین الان دست به کار شوید و زندگی خودتان و بقیه را تغییر دهید .

دوم : اشتیاق اشتیاق اشتیاق  

پیمودن هر مسیر دشوار نیازمند انرژی است .عشق و علاقه همان انرژی است  که میتواند شما را از هر مانعی عبور دهد .نیک با نداشتن دو دست و دو پا از هر گونه فعالیت فیزیکی قابل تصور برای ما محروم بود اما اشتیاق او به  تغییر باعث شد با کمترین امکانات موجود هم بتواند بنویسد ، هم شنا کند و هم گلف  بازی کند و در سن 21 سالگی از دانشگاه با دو مدرک لیسانس در رشته‌های حسابداری و برنامه‌ریزی مالی فارغ‌التحصیل شود!!

واقعیت این است که همه نمی‌توانند کارآفرین شوند. کارآفرینی یعنی  خروج از دایره امن و ورود به محدوده چالش‌ها و مشکلات و  کسانی که شوق ورود به این عرصه را دارند از لحظه لحظه آن لذت می‌برند اما برای دیگران تحمل آن شرایط بسیار سخت خواهد بود. به عنوان یک کارآفرین  اگر اشتیاق و علاقه کامل به کارمان داشته باشیم همواره میتوانیم از موانع با کمترین امکانات عبور کنیم. نکته مهم این است که راه درست را انتخاب کنیم و برای رسیدن به هدف کارهای درست را در این مسیر انجام دهیم . موفقیت کارآفرینان مرهون انتخاب درست مسیر و انجام درست و با اشتیاق فعالیت های لازم درآن مسیر است .سعی کنید دانش و اشتیاق واقعی خود را بشناسید و با کمک آنها کسب و کار خود را بسازید.

زندگی یک کارآفرین معمولا سرشار از سختی است. سختی هایی مثل کار زیاد شکست های متعدد و گاه پی در پی .نه شنیدن های زیاد از مشتریان و سرمایه گذاران و شرکا و غیره ….موفق شدن مانند یک مروارید است که در اعماق مشکلات و سختی ها یافت میشود و تمام کسب و کار های موفق امروزی مسیری طولانی را تا موقعیت امروزشان پیموده اند .

سوم : هدفمند باشید ،فرصت ها را دریابید و یادبگیرید  

نیک در بخشی از کتابش به نام زندگی بدون حدو مرز نوشته است سوالی که باعث تغییر زندگی من شد این بود که بعد از مدت ها نا امیدی و انتظار برای رویش جوانه یک دست یا یک پا ،روزی از خودم پرسیدم دلیل آفرینش تو چیست؟ به راستی سوال اساسی که همه ما باید  در شروع مسیر کسب و کار از خودمان بپرسیم این است .هدف ما به عنوان یک کارآفرین از شروع کسب و کار چیست ؟قرار است چه ارزشی را به جامعه مان بدهیم  .

نیک شرایطی استثنایی داشت شرایطی که میتوانست برایاو نقطه ضعفی بزرگ باشد ،اما او دقیقا  همین  نقاط ضعف را تبدیل به فرصت  کرد او با استفاده از شرایط خاصش  برای خود برندی ساخت که به هیچ عنوان از ذهن مردم پاک نمیشود. با تغییر نگاه به مسائل میتوان از آنها فرصت هایی خلق کرد که رمز موفقیت ماست .

شکست و ناکامی احساسی است که در مسیر موفقیت بارها به سراغ ما خواهند امد و آنها را تجربه میکنیم. به گفته بیل گیتس:” «جشن گرفتن پیروزی خوب است اما از آن مهمتر درس گرفت از شکست هاست.» “شکست های متعدد نیک در مسیر استفاده از حداقل داشته هایش برای پیروزی به ما این نکته را گوشزد میکند که هر کارآفرینی در برخی نقاط زندگی اش به شکست هم خواهد رسید ، اما چیزی که پس از آن اتفاق می افتد، مهم است. نیک میتوانست با هر بار شکست به کلی از ادامه مسیر مایوس شود و تبدیل به یک فرد معلول  معمولی شود اما او از شکست هایش درس گرفت و امروز  الهام بخض میلیونها نفر در جهان است .

شما میتوانید ویدیویی زیبا از این  معلم تلاش و کوشش را در تلوزیون کارآفرینی پرش با زیر نویس فارسی ببینید.

ویدیو بهونه بی بهونه در تلوزیون کارآفرینی پرش

نظر شما چیست ؟


یک دیدگاه »

  1. الهام 6 آوریل 2015 در 11:39 ب.ظ -

    واقعا انسان با اراده و محکمیه …..

پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.