ریشه های ناکارآفرینی ایرانیان بخش دوم : جامعه کوتاه مدت

بنیاد پرش 25 اکتبر 2016 0
ریشه های ناکارآفرینی ایرانیان   بخش دوم : جامعه کوتاه مدت
ریشه های ناکارآفرینی ایرانیان

بخش دوم : جامعه کوتاه مدت

محسن مولائی نسب

شکل گیری فرآیند های خلق ارزش در یک محیط نیازمند بروز نوآوری ناشی از خلاقیت است .امار و ارقام نشان میدهد که ایرانیان در بعد خلاقیت در بین کشور های با رتبه مناسب قرار دارد اما در بعد نوآوری گزار شهای جهانی نشان میدهد جایگاه مناسبی در بین کشور های جهان نداریم . تفاوت این دو موضوع یعنی خلاقیت و نوآوری در کی فاکتور اساسی و پایه ای است و آن عمل است .یعنی نوآوری به عمل درآوردن خلاقیت است.

اما ما چرا در عملی کردن تفکرات و تصورات خوب و ایده های عالی در کشور ایران ضعیف عمل میکنیم ؟ چرا کشور ما با داشتن پتانسیل های زیاد که گاه محل غبطه ملل دیگر است  هنوز نتوانسته است روال مشخصی در حوزه اقتصاد و برتی اقتصادی بیابد .چرا در بخش های مختلف اقتصادی  کشور ما با انباشت دانش،تجربه و سرمایه  و نوآوری همراه نیست ؟چرا کشور ها یی نظیر چین ،کره جنوبی  و مالزی توانستند بدون داشتن منابعی شبیه به ایران  به پیشرفت  دست یابند اما  ایران نتوانست ؟ چرا با وجود نیرو های تحصیل کرده و فرصت های بسیار زیاد ایرانیان نتوانستند روحیه و فرهنگ نوآوری و نوارزش آفرینی  را در کشورنهادینه کنند و با تکیه بر نیروی درونزای خود به قدرت اقتصادی  و تولیدی در منطقه و جهان تبدیل شوند ؟چرا با وجود برنامه های متعدد پنج ساله  که همزمان با کشورهایی مانند کره جنوبی در ایران شروع شده است وضعیت اکوسیستم  ایران با این کشور دارای تفات های فاحش است ؟

این  موضوع با بررسی منابع نوآوری قابل بررسی است . دو منبع  اصلی در نواوری نیروی انسانی و تجربه و دانش آنها و منابع مالی است یعنی با کمک این دو منبع میتوان نوآوری را پیش برد و در نهایت به خلق یک ارزش تازه رسید .در بخش اول  اشاره ای به کوتاه مدت بودن  و اثرات آن بر روی فرآنید کارآفرینی داشتیم جایی که جامعه ایران به سبب موقعیت جغرافیایی در ابعاد مختلفش فرصت کافی برای شکل گیری نهاد ها و ساز و کار های نوآوری را به صورت فرد یو عمومی نداشته است .در این بخش جوانب این امر را دقیق تر بررسی میکنیم .

در ایران برخلاف  کشور های توسعه یافته  ما با نوعی دوره های  منقطع و گاه کاملا متضاد هم مواجه هستیم  که در این دوره ها تصمیمات و یا تغییرات در حوزه های مرتبط با توسعه  کارآفرینی در اجزا این حوزه   هر چند  مهم و  بنیادین   اغلب  عمری کوتاه داشته و دارد .

این اتفاق را میتوان  ناشی از  فقدان یک خط مشی طولانی و ناشی از عدم امتداد یک تفکر مشخص از طریق نسل ها و طبقات و صنوف دانست .در صورتی که در کشور های توسعه یافته این امتداد را می توان دست کم در طول سه قرن مشاهده نمودکه می توانست تداومی  درازمدت را تضمین کند .

برای ایجاد یک زیست بوم نوآوری قوی نیاز به اجزایی است که نمیتوان در یک یا دو نسل آنها را در بطن جامعه نهادینه کرد و در مواردی مانند فرهنگ با گذشت دهها نسل هم نمیتوان این مورد را جایگزین نمود  و چیزی که ایران با آن مواجه بوده است  دوره های  متعدد و کوتاه مدت  با رویه های   متضاد است که نتیجه ای جز منسوخ شدن ، متروک شدن و یا فراموش شدن رویداد هایی که به سود توسعه نوآوری و نوارزش آفرینی در جامعه ایران بوده است نداشته اند .

در ایران مالکیت وموقعیت اجتماعی عمری کوتاه داشته است ، دقیقا بدان سبب که این امتیازات چیزی شخصی شناخته می شد ودرشمار حقوق اجتماعی موروثی ونقض ناشدنی نبود. موقعیت صاحبان رتبه وثروت –جزدرمواردی معدود- حاصل توارثی درازمدت (مثلابیشتر از دونسل قبل) نبود واینان انتظارنداشتند که وارثانشان بنا برحقی بدیهی  دراین موقعیت باقی بمانند . این وارثان تنها درصورتی برآن جایگاه باقی می ماندند که می توانستند شایستگی خودرا به اثبات برسانند واین شایستگی چیزی نبود مگر خصائلی شخصی که برای موفقیت درفلان عرصه‌ی اجتماعی ضروری شمرده می شد.

در سال ها متعدد  تاریخ ایران و به خصوص در سال های اخیر با تلاش هایی برای توسعه اکوسیستم برمیخوریم  اما باز هم با همان الگوی قبلی مواجه هستیم . یعنی قبل از انکه  فعالیت ها در عرصه ای عمق و غنای لازم و کافی را پیدا کند  متروکه و منسوخ میشود و توجه ها به سمت  یک مفهوم جدید جلب میشود . شواهد این  الکوی کوتاه مدت را میتوان در  عرصه برخورد با  توسعه فناوری و کسب و  کارهای مرتبط با  فناوری اطلاعات و ارتباطات ، فناوری زیستی ، فناوری نانو  ، فناوری الکترونیک و غیره مشاهده کرد . بررسی تطبیقی  برنامه کشور های مشابه در این خصوص نشان میدهد که اگر چه این کشور ها در توجه به برنامه های  جدید غفلت نکرده اند اما توجه انها به این حوزه ها باعث تعطیل شدن توسعه زیر ساخت ها در حوزه  های قبلی نشده است . در بسیاری از این موارد هزینه های گزافی برای راه اندازی برنامه های توسعه صورت گرفته است و این عدم تداوم بدون توجه به  این هزینه و تنها بر اساس مد روز  و سلیقه دولتمردان و یا خود اعضا اکوسیستم روی میدهد .یعنی نوعی مدگرایی  در این حوزه  وجود دارد که مانع از انباشت تجربه و سرمایه در این زیر سیستم ها از اکوسیستم  اصلی ایران میگردد.بنابر این اتفاقی که میافتد فعالان آن حوزه  از سرمایه گذاری مجدد در آن  خودداری میکنند و دولت نیز حمایت های خود را از ان سلب میکند و نتیجه آن نابودی  حوزه مربوطه به دست کسانی است که خودشان ان را پایه گذاری کرده اند و روزی برای توسعه آن بسیار هم علاقه مند بوده اند . این مورد  به صورت مکرر  روی میدهد . نمونه  بارز آن طرح تکفا در کشور در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات بود که  با حمایت های گسترده شروع شد و در ادامه  با توقف ناگهانی  دولت در حمایت و  پراکنده شدن سرمایه گذاران  از این برنامه  پایان یافت و فعالان  را با  سردگمی مواجه ساخت و همزمان با این برنامه نمونه مشابه در کشور هند ادامه یافت و به انقلاب کارآفرینی در حوزه یاد شده انجامید به نحوی که بسیاری از  پروژه های این حوزه  از سراسر جهان به سمت  شهرک های فناوری توسعه یافته در ان برنامه سرازیر شد و هند را تبدیل به یک قدرت در این مقوله کرد  حال انکه هم از نظر زیر ساخت و هم از نظر سرمایه های انسانی   کشور  هند در رتبه بسیار چایین تری نسبت به ایران قرار داشت .

اکوسیستم کارآفرینی ایران و فعالان موجود در ان همواره با این خطر مواجه هستند و ان هم عدم ثبات در رویکرد های جامعه به حوزه فعالیت آنهاست . عدم ثباتی که می تواند در تمام جنبه ها موجب توقف فعالیت ها و خدمات مورد نیاز آنها برای ادامه حیات باشد. به عنوان مثال تغییر رویکرد میتواند به عدم ارائه خدمات تامین سرمایه به عنوان یک رکن حیاتی منجر شود و در نتیجه بخش مربوطه میتواند به راحتی نابود شود .

در این جامعه تغییرات انباشتی دراز مدت ، از جمله انباشت درازمدت مالکیت ،‌ثروت ، سرمایه ونهادهای اجتماعی وخصوصی موثر در توسعه زیر ساخت نوآوری و نوارزش آفرینی ،‌نهادهای آموزشی و برنامه های توسعه مهارت و دانش ،نهاد های  غیر دولتی  حمایت  و راهنمایی کننده فعالیت های کارآفرینانه و حتی توانایی بروز  روحیات کارآفرینانه با دشواری ها و چالش های فراوان مواجه بوده است . بدیهی است که این  اجزا به عنوان اجزای مورد نیاز برای تکوین یک اکوسیستم کارآفرینانه  به صورت کوتاه مدت وجود داشته یا به وجود آمده است ، اما دردوره های بعدی یا بازسازی شده و از اصل و برنامه تدیون شده برای ان فاصله گرفته  ویا دستخوش تغییراتی اساسی و حتی تعطیلی شده است .شواهد  ماهیت کوتاه مدت اکوسیستم کارآفرینی  درسراسر تاریخ  ایران ، خواه دوران پیش از اسلام وخواه دوران اسلامی ،و خواه در دوران معاصر یافت می شود .

نکته مهم در دوره های مختلف در حوزه کارآفرینی این است که کشور های مشابه در جهان که از آنها به عنوان مثال و پرسش یاد کردیم مثل کره جنوبی و یا چین در شاخص های اصلی اکوسیستم  دارای دوره های بلند مدت انباشت سرمایه و تجربه و دانش هستند یعنی شاخص های شکل گیری  یک اکوسیستم در آنها بومی ، درون زاد  و مستقل و عمیق شده است این امر کمک میکند تا مدل های پیاده شده در این کشور ها با تکیه بر همین زیر ساخت ها موفق عمل کند  اما تفاوت اصلی این  اکوسیستم ها با ایران این است که در ایران بخش عمده ای از شاخص ها در صورت ظاهر باقی میمانند و عمیق و ریشه دار نمیشوند .

در حقیقت عامل اصلی تغییرات در جامعه را طبقات متوسط هستند طبقاتی که  با سطوح گوناگون درآمد، مالکیت، آموزش و غیره روی تشکیل و دوام اکوسیستم موثرند و درونداد و بیرون داد های ان را تامین و خریداری میکنند  .در حالی که در اغلب موارد  فعالیت های اکوسیستم به این لایه از طبقات اجتماع نفوذ نمیکند و در سطح طبقه  ای خاص از فرهیختگان و نخبگان باقی میماند .

علاوه بر این در ایران به جای آنکه تاکید  روی برنامه ها باشد ، بیشترین تاکید  بر روی فرد است  که ممکن است برنامه‌ای داشته یا نداشته باشد.در نتیجه با ورود افراد به عرصه های مختلف و محور قرار گرفتن او فعالیت هایی صورت میگیرد و با خروج او از آن حوزه فعالیت ها نیز متوقف میگردد. این  موضوع شاهد دیگری از کوتاه مدت بودن اکوسیستم کارآفرینی در ایران است .

 


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.