نقش خانواده در بروز رفتار کارآفرینانه

بنیاد پرش 5 اکتبر 2015 0
نقش خانواده در بروز رفتار کارآفرینانه

خانواده , این واحد به ظاهرکوچک اجتماعی از ارکان عمده و از نهادهای اصلی هرجامعه به شمارمی رود. در واقع هرخانواده را باید خشت بنای جامعه دانسته و مهد پرورش فکر و اندیشه و اخلاق وتعالی روح انسانی به حساب آورد (سوسن سیف-تئوری رشد خانواده-ص ۵).

خانواده مهم‌ترين و اصيل‌ترين نهاد در ساخت بنيادهاي شخصيتي کودک و مهم‌ترين عامل در پي‌ريزي و چگونگي رشد شخصيت اوست. محيط  خانواده و روش های  تربيت  کودک بي‌شک منشاء و سرچشمه بسياري از رفتار ها و عملکرد فرد در آینده خواهد شد.

امروزه نياز به افراد  كارآفرين افزايش يافته و هدف بسياري از کشور های و نهاد های اموزشی  جهـان، پـرورش افراد كـارآفرين ميباشد. براين اساس پرورش استعداد كارآفرينانه به عنوان دستور كـار ملي، به منظور توسعه ي كارآفريني، مورد توجه سياستگذاران كشورها قرار گرفته است.

يكي از مباحث مهم در بحث كـارآفريني، تقويـت رفتارهـاي كارآفرينانـه در افراد ميباشد. دراكر (1985) اعتقاد دارد كارآفريني، بـيش از آن كـه يـك ويژگـي شخصيتي باشد، يك الگوي رفتاري است. اين الگوي رفتاري را ميتوان به افراد آمـوزش داد تا آنها ياد بگيرند كه چگونه بـه طـور كارآفرينانـه رفتـار كننـد. بـه زعـم وي از جملـه پيش شرط هاي رفتار كارآفرينانه، گرايش به كارآفريني بوده و با توجه به مطالعاتي كه در زمينه ي گرايش كارآفرينانه ي افراد مختلف از جمله دانشجویان به عنوان يك منبع بالقوه ي كارآفريني انجام شده است، گرايش كارآفريني ، تمايل افراد به راه اندازي كسب وكارشان را در آينده شكل ميدهد.

کارآفرینی، جوهر‌ه‌ای است درونی که فرد کارآفرین با توجه به آن می‌تواند به نوآوری دست یابد و موتور اقتصادی را به کار اندازد. به اعتقاد صاحب‌نظران، کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک، جدید و متعلق به خود را شروع می‌کند. کارآفرینان برای تحقق این ایده، از قدرت خطر‌پذیری خود استفاده می‌کنند و به درستی تصمیم می‌گیرند. بنابراین، در حقیقت، کارآفرین کسی است که ایده را به واقعیت تبدیل می‌کند. او خلق می‌کند و از هیچ‌، چیز ارزشمندی می‌سازد. (عندلیب آذر، 1379: 83).

پدر و مادر، اولین افراد اثرگذار بر شکل‌گیری نگرش‌ها و رفتار‌های فرزندان هستند، به گونه‌ای که فرزندان، خواسته یا ناخواسته، بسیاری از ویژگی‌ها را از والدین خود می‌آموزند. ارزش‌هایی که این فرزندان در دوران جامعه‌پذیری در نهاد خانواده درونی می‌سازند، اساسی‌ترین و مهم‌ترین ارزش‌های شکل‌دهنده شخصیت فرد هستند. پس نوع نگرش والدین و ارزش‌هایی که بر اساس آنها فکر و عمل می‌کنند، در شکل‌گیری روحیه کارآفرینی فرزندان اهمیت دارد.

در جوامعی که از نظام اقتصادی پیشرفته‌ای برخوردارند، خانواده همیشه در تعامل با این نظام است. در این جوامع، خانواده به مرجعی تبدیل می‌شود که اجراکنندگانِ همه نقش‌های موجود در وضعیت‌های مختلف نظام اقتصادی را در خود می‌پروراند. از دورانی که نوجوان به کارهای نیمه‌وقت دست می‌زند تا زمانی که به عنوان یک بزرگ‌سال نقش تمام‌وقت را اجرا می‌کند، به‌طور مداوم در حال تغییر نیازمندی‌ها و وظایف خانوادگی است. منبع اقتصادی جدید به فرزندان استقلال می‌بخشد و موقعیتی را برای آنان به وجود می‌آورد تا فعالیتی بیش از آنچه قبلا در سطح خانواده داشته‌اند، انجام دهند. تأثیر این فعالیت اقتصادی، نوعی تجربه در اجتماعی شدن افراد خانواده است. (همان: 85 ـ 86).

توسعه اجتماعی بدون وجود افرادی که با نوعی شخصیت اجتماعی رشد یافته‌اند، امکان‌پذیر نیست و در این زمینه، خانواده، بنیادی‌ترین و مهم‌ترین عامل اثرگذار در فرآیند جامعه‌پذیری و تکوین شخصیت اجتماعی در فرد است. ایفای نقش خانواده در این زمینه موجب می‌شود افرادی با شخصیت پیشرفته و هدفمند پرورش یابند و استعدادهای یادگیری تعمیم‌یافته خود را برای جامعه به کارگیرند و در عین داشتن هویت فردی، دارای تعهد تعمیم‌یافته نسبت به دیگران نیز باشند.

بررسی خانواده از  ديدگاه نهادی  نشان میدهد که خانواده از نظر کمی و کيفی می‌تواند کانون اصلی انديشه کار و تلاش و پرورش روحيه خلق ايده و کار در افراد باشد. تحقق اين امر مستلزم توجه ويژه والدين به ابعاد و ساحتهای حيات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوين شخصيت اوست. وقتی پدر يا مادر همچون الگويی تلاشگر و مؤثر در عرصه کار و توليد در جامعه ظاهر شوند،‌کارکردهای مثبت ناشی از فعاليت آنها فرزند را به سمت و سويی ترغيب می‌نمايد تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدين و يا حرفه‌ای جديدتر سوق دهد. برای چنين فردی دستيابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخير فضاهای جديد، ارزش تلقی می‌شود. چنين طرز تلقی از دنيای پيرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ايده‌ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقيت، دگرگون می‌سازد. در اين مرحله، نوجوان يا جوان ايده‌کاری خود را با خانواده در ميان می‌گذارد چه بسا بتواند از تجربيات و رهنمودهای والدين و احتمالاً حمايت مالی و اجتماعی آنها بهره‌مند شود. اينجاست که معيارها و ارزشهای خانواده برای فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسير کار و تلاش واقع می‌شود. وظيفه والدين در چنين شرايطی تشريح ابعاد گسترده فعاليت اقتصادی به عنوان ارزش بنيادی برای فرزند و هدايت او در مسير مطلوب، آغاز توأم با موفقيت را در راه‌اندازی کسب و کار به همراه خواهد داشت.

ميزان تحصيلات، نوع شغل والدين، ساخت خانواده، روابط خانوادگی (خصوصاً رابطه والدين با فرزندان)، درآمد خانواده و ميزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل‌گيری «فرهنگ کار» در خانواده می‌تواند تأثير داشته باشد. انسانهای متفاوت، توانمنديهای متفاوتی دارند که اگر از همان دوران نوجوانی در مسير مشخص هدايت شوند، ‌می‌توانند با خلق ايده‌های جديد خود، تغيير در روند توليد و بالطبع تغيير در فرآيند تکنولوژی را آسان کنند.


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.