موج سوم :زنگ‌ خطر برای ایران به صدا درآمده؟

بنیاد پرش 28 جولای 2015 0
موج سوم :زنگ‌ خطر برای ایران به صدا درآمده؟
محسن مولایی نسب

اشاره:

علاوه بر جنگ‌های آشکاری مانند جنگ تحمیلی جنگ‌های پنهان زیادی در سال‌های اخیر بین ایران و رقبای منطقه ای و جهانی‌اش در گرفته است.جنگ نفتی اخیر ایران با کشورهای عربی به خصوص عربستان یکی از اخرین نمونه‌های بارز جنگ پنهان بود که در طی آن عربستان با افزایش تولید خود سعی داشت تا قیمت نفت را پایین نگه دارد و کمبود نفت ایران در بازار را جبران کند تا بتواند از این طریق بر کشور ایران فشار وارد بیاورد. از سوی دیگر انواع هزینه‌های مختلف توسط کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و کشورهای غربی صورت گرفته است تا بتوانند ما را در مخمصه قرار دهند. اکنون و بعد از توافق هسته ای مقداری از این تلاش‌ها خنثی شده است و تعداد خیلی زیادی از آن‌ها نیز در حال افشا شدن است.

اما در این میان توجه به بعضی مسائل و رویدادهایی که خیلی ساده در حال رخ دادن هستند هم می‌تواند زوایای دیگری از این جنگ پنهان را برای ما آشکار کند جنگی که اگر هوشمندانه و با تعصب به ایران بایان برخورد نکنیم قطعا در سال‌های آتی خسارات های جبران ناپذیری به کشورمان وارد خواهد شد. این جنگ در سه موج پیاپی در حال رخ دادن و در هم کوبیدن مرزهای نامشهود ایران است.

 

موج اول

روند رو به افزایش مهاجرت نخبگان که در سال‌های ابتدایی به فرار مغزها و بعدها به مهاجرت و حتی صادرات  تعبیر شد یکی از دل نگرانی‌های عمده جامعه ما و بخش‌های نخبگان بوده است. افرادی که در المپیادها و مسابقات علمی جهانی رتبه‌های ممتاز را کسب می‌کردند و یا در دانشگاه در رده‌های بالای آموزشی و پژوهشی قرار داشتند و در رشته‌های حساس و مورد نیاز ایران مشغول تحصیل بودند به راحتی و با دعوت نامه‌های موسسات آموزشی و پژوهشی خارجی به سرعت جذب این موسسات شدند و این گونه شد که هر سال ذخیره نخبگانی ایران کاهش یافت و همین امر موجب سقوط چند پله ای ایران در میانگین ضریب هوشی جهانی در طی 35 سال گذشته شده است.مهاجرت جوانان ایرانی به کشورهای خارجی حتی در گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول هم در رده‌های بالا می‌نشیند. طبق آمار صندوق بین‌المللی پول در سال 2009 ایران به لحاظ مهاجرت نخبگان، در میان 91 کشور در حال توسعه و توسعه نیافته مقام اول را داشته است. البته این آخرین امار نیست .

در سال 2013 بیش از 1 میلیون و 60 هزار ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند که در این میان آمریکا با پذیرش 390 هزار نفر مقصد اول مهاجران ایرانی طی دو دهه اخیر محسوب می‌شده و بعد از آن کشورهایی نظیر؛ امارت،آلمان، کانادا، انگلیس، سوئد، استرالیا، هلند، فرانسه، ترکیه و … قرار دارند.

نتایج بررسی سالانه نام نویسی های بین‌المللی دانشگاه‌های آمریکا نشان می‌دهد در سال تحصیلی 2011-2010 که 5 هزار و ۶۲۶ ایرانی در حال تحصیل در این کشور هستند و این رقم 19 درصد افزایش نسبت به سال قبل را نشان می‌دهد. در این رابطه می‌توان به آمارهای داخلی نیز مراجعه کرد؛ بر اساس آمار مجلس شورای اسلامی در سال 1389، 60 هزار نخبه ایرانی از ایران مهاجرت کرده‌اند که اغلب از المپیادهای علمی و یا جزو نفرات برتر کنکور و یا دانشگاه‌ها است. آمار و اطلاعات نشان می‌دهد اکنون 25 درصد از ایرانیان تحصیل کرده، در کشورهای توسعه یافته زندگی می‌کنند که از مجموع مهاجران حدود 40 درصد را دختران و زنان تشکیل می‌دهند.

موج دوم

بعد از شکل گرفتن ساز و کار مهاجرت نخبگان و عملی شدن یک برنامه مدون که هر ساله قریب به 60 هزار ایرانی تراز اول را از ذخیره نخبگانی ما خارج می‌کند برنامه دوم شکل گرفت. این برنامه شامل ایجاد جذابیت‌های سرمایه گذاری در املاک با وعده اقامت در کشورهایی مانند امریکا،کانادا، مالزی ، امارات ، ترکیه و آذربایجان صورت گرفت که طی آن میلیاردها دلار سرمایه‌های ایرانی صرف توسعه و آبادانی عمرانی و زیرساخت‌ها در این کشورها شد و بعد از مدتی و با اوج گرفتن تحریم‌ها تمامی وعده‌ها تو خالی از آب درآمد و سرمایه‌های زیادی از ایرانیان به یغما رفت. اما این عمل نه تنها موجب بازگشت سرمایه‌های فراری از کشور نشد بلکه تنها مسیر آن را به سمت رقبای منطقه ای ما تغییر داد. تب خرید ملک در کشورهای همسایه ایران به خصوص ترکیه داغ شد و از آنجایی که قیمت‌های گفته شده در تبلیغات این خانه‌ها حتی از ایران و خرید خانه در تهران ارزان تر است بسیاری از ایرانی‌ها را برای خرید ملک وسوسه می‌کند و از سوی دیگر وعده اقامت در این کشور با خرید ملک نیز بر وسوسه‌ها می‌افزاید، در حالی که  اقامتی با خرید ملک در کار نیست و این تنها یک دلربایی از دارندگان سرمایه ایرانی است که پول خود را به کشوری آسیایی- اروپایی ببرند.

موج دوم خروج سرمایه به عنوان یکی از مهم‌ترین زیر ساخت‌ها و ابزارهای رشد سریع کشور را هدف گرفت و توانست حجم بزرگی از سرمایه‌های ایران را به خصوص در دوره تحریم از چرخه ارزش آفرینی و تولید کشور خارج کند.سرمایه‌هایی که می‌توانست ایران را به قطب فناوری، اقتصاد دانش بنیان و پیشرفت تبدیل کند. این رویداد هم اکنون کاملا هدفمند و با برنامه در حال پیگیری است و مکانیزم‌های متعددی برای آن در کشورهای رقیب در نظر گرفته شده است.

موج سوم

موج سوم این روزها با هدفی تازه و البته بسیار خطرناک تر در حال پدید آمدن است. این موج بخش بسیار خاصی از جامعه ایرانی را در نظر گرفته است که در حقیقت سرمایه‌های فکری و ارزشی جامعه هستند. کمتر از 5 درصد از مردم جهان نو ارزش آفرین (کارآفرین) هستند و در جامعه ایرانی به دلیل شرایط خاص آن این میزان کمتر نیز هست.در سال‌های اخیر موج سوم جنگ پنهان علیه ایران با ایجاد برنامه‌های متعدد جذب و مهاجرت این دسته از ایرانیان شروع شده است و کشورهای خاص مانند کانادا، انگلستان،نیوزلند،آمریکا با ایجاد برنامه‌های مهاجرتی ویژه این افراد اقدام به جذب انها با شرایط و سهولت بسیار بالا می‌کنند. (برنامه انگلیس،برنامه آمریکا،برنامه کانادا،برنامه نیوزلند)

این برنامه‌ها تنها شامل این کشورها نمی‌شود و کشورهای حاشیه خلیج فارس هم پیشنهادهای  متعدد اقامتی را همراه با شرایط وسوسه کننده برای کارآفرینان ایرانی  تدارک دیده‌اند که همزمان هم ذخیره سرمایه‌ای، هم ذخیره نخبگانی و هم ذخیره ارزش آفرینی و نو آوری ایران را هدف گرفته است.

با وجود اینکه ایجاد ارتباط بین استارتاپ های و فعالان اکوسیستم ایران بسیار خوب است اما تسهیل کردن فرایند مهاجرت این افراد از طریق اخذ وقت سفارت و انتقال به کشورهای واسط برای ارتباط گیری و جذب آنها را می‌توان در حد یک دلالی خیانت بار ارزیابی کرد که عده ای در حال حاضر مشغول آن هستند.

ایجاد ساز و کاری که فضا را تسهیل کند و این گروه از جامعه بتوانند در کشور و با بهره گیری از همکاری‌های خارجی و سرمایه‌های خارجی اقدام به نوآوری و کارآفرینی کنند شاید راهکاری باشد که به عنوان نوشدارو می‌توان قبل از مرگ سهراب به کار برد.


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.