مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی (گام سوم)

محسن مولایی نسب 13 جولای 2015 0
مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی (گام سوم)
پس از این که به گام یک و گام دو از مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی پرداختیم، حال در این مقاله به گام سوم از این مدل می پردازیم.

گام سوم: جامعه‌پذيري، مشارکت، پروژه

بعد از شکل‌گيري شخصيت کارآفرین مي‌بايست طي مسير کردن در کانال‌هاي اجتماعي و روند های کسب و کار را نيز بايد آموخت. شخصيت‌های کارآفرین اگر به صورت انفرادی و در انزوا فعالیت کنند نمیتوانند به موفقیت های چشمگیر دست یابند و  بايد به جامعه‌پذيري برسند. پذيرش را در دو معني به كار مي‌بريم:

پذيرش جامعه براي خود و پذيرش خود براي جامعه.

پذيرش جامعه براي خود به این معناست که قوانین مقررات و هنجارهای جامعه را بپذیریم و بر اساس ان فعالیت های خود را سامان دهیم ، اما پذيرش خود براي جامعه به معني پياده كردن ايده‌ها و شخصيت خود در جامعه است.

هـر جامعه از چـندين جغرافياي به هـم تنيده تشكيل يافته است كه تأثير و تأثر آن‌ها بر يكديگر موجب ساختار و واكنش‌هاي متفاوت مي‌شود. بعضي از آن‌ها به قرار زير هستند:

1) جغرافياي طبيعي: آب و هوا، نوع زمين (قابل كشت يا غيرقابل كشت، دشت يا كوهستاني، معادن و ‌‌…) ميزان آب موجود، راهيابي به دريا، قرار گرفتن در مسير يك حركت.

2) جغرافياي اجتماعي: نژادها، مذاهب، آداب و رسوم، هنجارها، پيشينه تاريخي، آموزش و پرورش، رسانه‌ها، خانواده.

3) جغرافياي سياسي: نوع حكومت، گروه‌هاي سياسي.

4) جغرافياي اقتصادي: ميزان درآمد، تركيب غني ـ فقير و رابطه آن‌ها با يكديگر، راه‌هاي كسب درآمد، صادرات، واردات، نوع اقتصاد (باز ـ بسته).

5) جغرافياي فكـري: جايگاه دانشمندان، موضوعـات فكري، رويكردهـاي فلسفـي، پيشينه علمي، جهان‌بيني‌ها.

مي‌توان جغرافياهاي ديگري هم افزود. طبعاً هر كدام از اينها به تنهايي يا در كنار سايرين‌، مختصات ويژه‌اي به يك جامعه مي‌دهند و نحوه قدم گذاشتن و تعامل با آن جامعه را متفاوت مي‌سازند.بنابر این یک کارآفرین باید این جوانب را به خوبی بشناسد تا بتواند در این فضا کار کند .به تعبيري جامعه همانند ارگانيسمي است كه با عوامل مختلف تعامل داشته و اگر عامل خاصـي بخواهـد جزء آن ارگانيسم شود مانند پيوند عضـوي است كه بايد با گروه خون و ويژگي‌هاي آن تناسب داشته باشد.

تاكنون مفاهيم کارآفرینی و ارزش آفرینی  را پيدا كرده و در شخصيت افراد قرار داده‌ايم. اكنون آن را وارد جامعه‌اي مي‌خواهيم بكنيم كه از قبل براي خود چارچوب‌هاي تعريف شده‌اي داردو در بسیاری از این چارچوب ها جایگاهی برای کارآفرینان و افراد نوارزش آفرین تعریف نشده است

جامعه‌پذيري به معنـي هـم‌سازي و همنوايي فرد با ارزش‌هـا و نگرش‌هـاي گروهـي و اجتماعي است يا به مفهوم ديگر اجتماعـي شدن فراگردي است كه بواسـطه‌ آن هـر فرد دانش و مهارت‌هاي لازم براي مشاركت مؤثر و فعال در زندگي گروهـي و اجتماعـي را كسب مي‌كند (طالبي، 1380 :6).

در هيچ جامعه‌اي عناصر فرهنگ درون‌ساز نمي‌شوند مگر در مرحله‌اي كه اجزاء سيستم بتوانند همنوايي گروهي را پديدار نمايند. همنوايي گروهي داراي مراتبي است ‌كه مي‌توان آن را به دو مرتبه‌ ساده و صـوري و مرتبه پيچيده و ژرف تقسيم كرد. مـرتبه‌ ابتدايي آن را جامعه‌شناسان جامعه‌پذيري و مرحله‌ بعدي كه دروني‌سازي فرهنگي است را فرهنگ‌پذيري خوانده‌اند.

جامعه‌پذير همنوايي فرد است با هنجارهاي گروهي، هر يك از اعضاء جديد گروه به حكم جامعه‌پذيري رفتار خود را موافق مقتضيات گروه در مي‌آورد. بنابراين جامعه‌پذيري جرياني است كه خود را عملاً با زندگي گروهي همساز مي‌كند. فرد جامعه‌پذير كسي است كه بر اثر همنوا شدن با هنجارهاي گروهي، وظايف گروهي را پذيرفته و راه‌هاي همكاري را شناخته و بدين سبب داراي رفتار گروه پسند شده است. حال اگر خرده نظام‌هاي يك جامعه به قدري با يكديگر هماهنگ باشند كه بتوانند منويات سيستمي يك جامعه را دقيقاً و بطور مداوم دروني‌سازي نمايند، افرد جامعه از مشابهت‌هاي فراواني برخوردار خواهند شد. به اين جريان كه افراد را عميقاً و از جهات گوناگون با هنجارهاي اجتماعي سازگار مي‌گرداند فرهنگ‌پذيري مي‌گويند (نوانبخش،1380 : 16).

هم چنين دولت‌ها در حفظ اشكال زندگي نقش ايفا مي‌كنند و در چنين عملي ضرورتاً توسعه‌ اشكال ديگر را نيز در نظر مي‌گيرند. به همين دليل، براساس مفهوم منطقي بي‌طرفي، دولت نمي‌تواند در موضوع زندگي خوب بي‌طرف باشد، خصـوصاً دولت‌هـا از طريق مكانيسم‌هاي ‌فرآيند اجتماعي شدن، در شكل دادن به احساسات عمومي نسبت به امر زندگي خوب، نقش ايفا مي‌كنند. به‌عبارت ‌دقيق‌تر و كلي‌تر، دولت‌ها ضرورتاً ‌بعضي‌از اشكال ‌زندگي را به هزينه ديگران حفظ مي‌كنند. من اعتقاد ندارم كه دولت كالبد اجتماعي‌ است بلكه معتقدم كه صرفاً يك قسمت ‌مهم از آن‌است، بدين‌ ترتيب كه خصوصيت ويژه آن كالبد اجتماعي را دارا بوده و از آن‌ محافظت مي‌كند. در جهت كمك به حفظ يك شكل زندگي، دولت‌ها ضرورتاً توسعه‌ اشكال ديگري را نيز در نظر مي‌گيرند (داوري، 1378 : 144).

جامعه‌پذيري در سطح بين‌المللي نيز به شدت در جريان است. ايجاد سازمان ملل، دادگاه لاهه، قراردادهاي بين‌المللي متعدد در خصوص محيط زيست، جنگ و نهايتاً ايجاد سازمان تجارت جهاني از جمله اين روند مي‌تواند باشد. حال بايد ديد كاركردي كه منجر به ايجاد فرآيند جامعه‌پذيري مي‌شود كدام است؟ نام اين كاركرد مشاركت است.

مشاركت مداخله‌ فكري و عملي در برنامه‌ريزي، مديريت و اجراي فعاليت‌هاي تعريف شده مي‌باشد. به ترتيبي كه فرد را با هنجارها و بسترهاي اجتماعي آشنا كرده و آماده انجام كار با ساختارهاي خاصي مي‌كند.

مشاركت در قالب پروژه انجام مي گيرد. پروژه فعاليتي (يا تعدادي فعاليت به هم پيوسته) كه بر اساس يك برنامه اجرا مي‌شود تا هدفي معين در طول مدتي مشخص حاصل گردد و زماني متوقف مي‌شود كه هدف بدست آمده باشد (فرنچ، 1370 : 510).


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.