مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی (گام دوم)

محسن مولایی نسب 11 جولای 2015 0
مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی (گام دوم)
 

چنانچه گام اول مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی را مطالعه ننموده اید پیشنهاد می دهیم ابتدا گام اول را مطالعه نمایید، در غیر این صورت توجه شما را به گام دوم جلب می نماییم.

گام دوم: شكل‌گيري شخصيت، تمرين‌، انجمن

انسان  داراي شخصيتي است كه وي را از همگان‌، حتي همنوعان خود جدا مي‌كند. شكل‌گيري شخصت کارآفرین  يك فرآيند است و نمي‌توان انتظار داشت بدون برنامه شخصيت کارآفرین در جامعه  ايجاد شود بلكه از طريق كاركردهاي مشخص مي‌توان شخصيت را شكل داد.وقتي از شكل‌گيري شخصيت سخن به ميان مي‌آيد در واقع ماده‌اي را متصور مي‌شويم كه قابليت دارد تا به شكل‌هاي گوناگون در بيايد. قابليت مذكور را استعداد کارآفرین شدن مي‌ناميم و حد و مرز مشخصي براي آن وجود ندارد و نوع شدن آن قابل توجه است.

شكل‌گيري شخصيت تابع سه عامل است كه آن را مثلث تصميم مي‌ناميم. اين سه عامل عبارتند از: ساخت، پرداخت و خواست يا فطرت، تربيت و اراده‌‌.

فطرت نوع خاص خلقت انسان است كه تركيبي از روح و جسم است.

پرداخت كاركردهايي است كه آن ساختار را شكل تعريف شده مي‌دهد. اما خواست مفاهيم گزينشي يا خود ساخته انسان است كه انتخاب شده و اعمال مي‌شود.

پرداخت چند نوع است:

1) تاريخي: تمام پيشينه يك فرد در نسل‌هاي گذشته، اعمال و كرداري كه انجام داده‌اند پرداخت خاصي را براي انسان به ارمغان گذاشته است.

2) جنيني: كاركردهايي است كه هنگام شكل‌گيري جنين در محيط داخل بدن اعمال مي‌شود.

3) محيطي: محيط، فضا و تمام عوامل و شرايطي كه بر روي انسان تأثير مي‌گذارند.

4) تعريفي: كاركردهاي تعريف شده خانواده، جامعه، فرهنگ و دولت‌ها براي پرداخت يك انسان جهت اهداف خاص را شامل مي‌شود.

طبعاً نوع چهارم مي‌تواند تمام سه نوع اول را تحت‌الشعاع قرار دهد.

ساخـت و پرداخت گزينه‌هـاي مختلفي را براي فرد به وجود مي‌آورند كه فرد از ميان آن‌ها مي‌تواند به انتخاب دست زده و اعمال نمايد و يا به حدي برسد كه گزينه‌هايي را خود ابداع نمايد. اين همان خواست است.و انتخاب مسیر کارآفرینی یک خواست است .

ماحصل اين سه عنصر شكل‌گيري شخصيت کارآفرین است و اگر كسي اشراف به نوع ساخت نداشته و اقدام به پرداخت‌هاي آزمايش و خطايي كند كه با خواست تركيب‌هاي گوناگوني ايجاد مي‌كند، مي‌توان انتظار داشت كه شخصيت‌هـاي ناخودآگاهـي شكل گرفته كه نتوان رفتارهايش را پيش‌بيني كرد.

نكته بسيار مهم در شكل‌گيري شخصيت «زمان حساس» براي پياده شدن هر مفهوم است به اين معني كه براي ايجاد هر توان بايدفرد حدي از رشد را داشته باشد كه به آن «رسش» مي‌گويند. بعد از زمان حساس به مرحله تثبيت مي‌رسيم در اين مرحله فرد  شكل گرفته و كمترين پذيرش را براي شكل‌گيري دارد.البته نبايد فراموش كرد كه انسان هيچگاه استعداد کارآفرین شدن را از دست نمي‌دهد اما گاه به حدي اين ويژگي كمتر مي‌شود كه به حد صفر مي‌رسد.

با اين وصـف برنامه‌اي بسيار دقيق، ظريف، جامع و‌ آينده‌نگر لازم است تا بتوان يك شخصيت کارآفرین  را شكل داد.

مثلاً در « دولت»‌، طرح توسعه کارآفرینی  به اجرا در مي‌آيد. كاركردهايي كه براي شكل‌گيري ويژگي کارآفرینی در شخصيت كاركنان دولت به كار گرفته مي‌شوند عبارتند از: صدور بخشنامه، آموزش‌هاي غيرمرتبط، ارزیابی  و اعلان نمره براي هر سازمان و تعیین جایزه .

فرآيندي كه مي‌خواهيم ايجاد شود اين است كه کارکنان سازمان از افرادی با ذهن غیر ارزش آفرین به افرادی ارزش آفرین تبدیل شوند.. اين فرآيند در شخصيت كساني انجام مي‌گيرد كه سال‌ها‌، از این تفکر و ریسک پذیری دور شده اند و در اين باب به يك حالت تثبيت رسيده‌اند و كاركردهاي ذكر شده هيچگاه نمي‌تواند چنين فرآيندي را ايجاد كند.

آنچه كه بسياري از افراد کارآفرین  را نااميد از به ثمر رسيدن تلاش‌‌هاي خود براي ايجاد يك ارزش  مي‌كند واكنشي است كه افراد‌ جامعه ، علي‌رغم ميل آن‌ها به برنامه‌هايشان نشان مي‌دهند‌‌.

در نورولوژي اصلي هست به نام تأثير كاركرد بر سـاختار. يعنـي اگر شما بخواهيد چشمان قوي داشته باشيد بايد خوب ببينيد. مثلاً، در اقوامي تحقيق صورت گرفته كه ديده‌اند آن‌ها نسبت به بعضي از رنگ‌ها كور رنگ هستند. يعني نمي‌توانند رنگ سبز را ببينند. براساس تحقيقات به عمل آمده در محيط‌ آن‌ها رنگ سبز وجود نداشته و چون چشم ايشان با چنان رنگي تعامل نداشته و ‌آن را نديده است كم كم قوه ديدن آن رنگ را از دست داده است.يا در آمريكا تحقيقي بر روي كودكان انجام گرفته و ملاحظه شده است كودكان ايراني در آزمون‌هاي بصري سريع‌تر عمل مي‌كنند، يكي از نظريه‌ها اين است كه فرش زير پاي اين كودكان داراي غناي رنگ و تصوير بوده بنابراين قوه بينايي آن‌‌ها رشد بيشتري پيدا كرده است.

بنابراين عمل به يك مفهوم به صورت مستمر آن را در  فرد  پياده مي‌كند و ساختارش را شكل مي‌دهد كه اصطلاحاً آنرا تمرين مي‌ناميم.

با كمي دقت متوجه مي‌شويم كه ضرب‌المثل‌ها و حتي قواعد علمي نيز بر چنين مسأله‌اي صحه مي‌گذارند. ضرب‌المثلي هست كه مي‌گويد: بگو دوستانت كيانند تا بگويم كيستي.

اين ضرب‌المثل حكايت از فعاليت‌هاي مستمري است كه فرد با دوستان خود انجام مي‌دهد و كم كم شخصيت وي همانند آن‌ها مي‌شود و يا همين مسأله در مشاوره‌هاي شغلي هم مطرح است كه مي‌گويند بگو شغل‌ات چيست تا بگويم كيستي. اين حكايت از فعاليت‌هاي مستمري است كه فرد در شغل‌اش با آن‌ها سر و كار دارد و منجر به ايجاد شخصيت خاصي در وي مي‌شود.

 

قالب اجرايي تمرين و كارورزي براي شكل‌گيري شخصيت کارآفرین  چه چيزي مي‌تواند باشد؟

براي پيدا كردن قالب مناسب بايد به چند نكته توجه شود:

1) قالب اجرايي بايد رشد دهنده باشد.

2) رشد بايد جامع باشد.

3) نوآوري را همراه با امنيت به فرد اعطا كند.

براساس سه نكته فوق بهترين قالب انجمن های کارآفرینی و ارزش آفرینی  است. انجمن در تعريف به جمع ايده‌ها و شخصيت‌ها اطلاق مي‌شود. اگر توجه كنيد قسمت «براي هدف خاصي» در آن موجود نيست. چه اينكه در انجمن ممكن است اهداف مختلف و حتي متضاد وجود داشته باشد كه اتفاقاً مي‌تواند موجب چالش و استخراج ايده‌هاي جديد شود.

به تعبير ما هـدف انجمن کارآفرینی و ارزش آفرینی   نه انجام يك كار با تعـريف خاص بلكه همان ايجـاد فرآيند شكل‌گيري شخصيت کارآفرین  است و براي اينكه شخصيت جامعي در فرد شكل بگيرد لازم است هدف كاربردي خاصي در ميان نباشد و اين هدف در مرحله بعد كه به تعريف پروژه مي‌پردازد انجام گيرد. ضمن اينكه در ادامه وقتي به قالب کسب و کار مي‌رسد، آنجا ديگر اهدافي كاملاً كمي، تعريف شده و روشن بايد وجود داشته باشد تا شخص تمام توان خود را براي رسيدن به آن به كار گيرد.

در انجمن با تعاملات ايجاد شده بين افراد، كم كم مسايل خود را نشان داده و شرايط انجام يك كار مشخص مي‌شود كه با برطرف كردن‌ آن‌ها مي‌توان زمينه نو ارزش‌آفريني را در وجود اشخاص ايجاد كرد.

در بررسي تشكل‌هاي غير دولتي «NGO»  کارآفرینی و نوارزش آفرینی يك سير نزولي از ارائه‌ي ايده‌هاي بلند پروازانه و انجام كارهاي خارق‌العاده تا تعطیلی فعالیت ها ناشی از برخود و تقابل در گروه را شامل میشود. چنين چرخـه‌ حياتـي، بسياري را متقاعـد مـي‌كند كه ايجـاد تشكل‌هـا كاري عبث است. اما مهم‌ترين اثر آن، شناسايي و آسيب‌شناسي چنين تشكل‌هايي است.

اگر به روند تشكل‌ها نگاه شود مي‌بينيم اغلب آن‌ها فلسفه وجودي تشكل‌ها را انجام كار خاص گرفته‌اند تا شكل‌گيري شخصيت. در حالي كه از همان مرحله اول كه انجمن ايجاد مي‌شود مي‌توان با تعريف ذكر شده‌، ايده‌هاي بلند پروازانه را به اهداف مطلوب تبديل كرده و ريسك‌پذيري و رفتارهـاي خارج از عـرف را كه يك انرژي نامحـدودي در خود دارند را به مهارت‌هاي انساني و ارتباطي تبديل كرده و اميد را عقبه ادامه فعاليت‌هايشان قرار داد.

در انجمن ضرورت وجود عناصر عقل را به راحتي مي‌توان دريافت. مثلاً، شما فردي را مي‌بينيد كه خيلي كارا و دقيق است اما سر اين كه در جلسه كجا بنشيند مشكل دارد. يا اجازه حرف زدن به ديگران را نمي‌دهد. ديگري سر هر چيزي بهانه مي‌گيرد، كار كه به سختي بر مي‌خورد تحمل‌ها كاهش مي‌يابد و ‌‌… انجمن فرصتي فراهم مي‌آورد تا ويژگي‌هاي شخصيتي با خطر و هزينه كمتري در وجود شخص ايجاد شود. اين امر را مي‌توان از نتايج كار زماني كه چنين امري توسط انجمن انجام نمي‌گيرد، به خوبي دريافت.

هم اكنون بسياري از فارغ‌التحصيلان براي شروع فرایند کارآفرینی با  استرس‌هاي متعددی در شروع  ورود به حوزه کارآفرینی مواجه هستند و این استرس ها ، گاهي به قدري زياد است كه يا آن‌ها را از كار وا مي‌دارد و يا ايده‌ها و شخصيت‌شان را شديداً تحت تأثير قرار داده و آن‌ها را به افرادي منفعل تبديل مي‌كند.


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.