مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی (گام اول)

محسن مولایی نسب 7 جولای 2015 0
مدل راهبردی فرهنگ سازی نو ارزش آفرینی (گام اول)
محسن مولایی نسب

اشاره :

فرهنگ به عنوان جانمایه اساسی هر جامعه موجب بروز رفتار ها و عملکرد های مختلف در سطح ان میشود. در این میان جای خالی  مدل هایی که منجر به فرهنگ سازی بشود حس میشود. در حقیقت شناخت دقیقی از نحوه فرهنگ سازی در خصوص  نوارزش آفرینی (کارآفرینی) وجود ندارد .این نوشته با تاسی از مدل های قبلی در حوزه فرهنگ سازی  ساختاری را برای شروع فرهنگ سازی در  حوزه نوارزش آفرینی (کارآفرینی) پیشنهاد کرده است که میتواند به جهت دهی و ساختار بندی فعالیت های فرهنگ ساز در بطن جامعه ایرانی کمک کند.

 مقدمه

«مدل راهبردي فرهنگ‌سازي نو ارزش آفرینی » وظيفه نهادهاي مختلف را براي ارزش آفرين شدن جامعه نشان مي‌دهد. با اين مدل اگر به ارزيابي روند فرهنگي جامعه بنشينيم به نکات جالبي مي‌رسيم. مثلاً بسياري از تنش‌هايي که ما شاهد آن هستيم ناشي از بالا رفتن سطح آموزش از يک طرف و نبود ظرفيت‌هاي شخصيتي جهت جذب آن‌ها مي‌باشد و نهادهايي که شخصيت‌ساز هستند گاهي بر عکس عمل کرده و موجب از بين رفتن انرژي انساني مي‌گردند.برای فرهنگ سازی 4 گام اساسی وجود دارد که منحر به ایجاد و عمق بخشی مفاهیم در جامعه و ماندگار شدن آنها میگردد.

گام اول:تكوين مفاهيم،آموزش،کلاس

اگربه نوع رابطه انسان با محيط و انسان‌هاي ديگر توجه کنيم تفاوت انسان با موجودات ديگر اين است كه آن‌‌ها با خواص محيط ارتباط دارند اما انسان با معناي آن‌ها. درحقیقت  در انسان با يك عنصر منحصر به فرد مواجه هستيم به نام مفهوم. اين عنصر باعث مي‌شود كه پديده‌هاي محيطي و انساني اول در ادراك انسان معني شده، سپس براساس طرح از پيش تعيين شده يا طراحي بالفور ـ به جز در موارد عكس‌العمل كه توسط فيزيولوژي بدن انجام مي‌گيرد – رفتار مناسب صورت گيرد. بنابراين انرژي موجود در انسان براساس ادراك‌هاي مختلف از يك پديده آزاد شده و انسان را به تحرك وادار مي‌كند.

ايجاد مفاهيم يك سير تكويني دارند. يعني اطلاعات مختلف از طريق حواس وارد ذهن مي‌شود و از طريق نيروي منحصر به فرد انسان كه استنتاج است تبديل به مفاهيم مي‌شوند. يك مفهوم ممكن است حاوي اطلاعات وسيعي باشد. بنابراين مفاهيم در يك اندازه نيستند و ظرفيت‌هاي متفاوتي براي ذخيره اطلاعات دارند.

از اين رو كلمات كه در واقع ظرف حمل معاني هستند مطرح شده و ما نياز به كلماتي داريم كه بتوانند حامل مفاهيمي باشند كه انسان‌ها در ذهن خود دارند. بنابراين مي‌بينيم كه در دور‌ه‌هاي مختلف با ايجاد فهم جديد از پديده‌ها و ايجاد مفاهيم مختلف، كلمات جديد ايجاد شده يا با معناي جديدي كلمات گذشته به كار گرفته مي‌شوند.

انسان ميليون‌ها فعاليت ذهني و بدني انجام مي‌دهد و در معرض فعاليت‌هاي ديگران قرار دارد. بسياري از فعاليت‌ها منجر به ايجاد مفاهيم خاصي مي‌شوند كه ممكن است دوره عمر آن‌ها از يك لحظه تا يك عمر متفاوت باشد. اما قدر مسلم براي ايجاد مفاهيم همگن، هدف‌دار و كارا، نيازمند فعاليت‌هاي منظم و مستمري هستيم كه آموزش ناميده مي‌شود. آموزش هرگونه فعاليت يا تدبير از پيش طرح‌ريزي شده‌اي است كه هدف آن ايجاد يادگيري در يادگيرندگان است (سيف، 1368 : 15).

فرآيند‌، کارکرد‌، قالب اجرايي

تكوين مفاهيم يك فرآيند است كه با كاركرد آموزش ايجاد مي‌شود، نكته مهم اين است كه فرآيند محصول كاركرد است. به تعبير واضح‌تر هيچ‌كس نمي‌تواند فرآيندي ايجاد كند مگر اينكه فعاليت‌هايي انجام دهد كه در نتيجه آن فعاليت‌ها فرآيندي ايجاد شود. بالطبع مهم‌ترين مسأله رابطه بين كاركرد و فرآيند است.

فرآيند به طرز انجام يافتن تغييرات اطلاق مي‌گردد (منصور، 1365 :250) و كاركرد، فعاليت‌هاي منظم و مستمر را شامل مي‌شود. فعاليت‌هاي مذكور قطعاً در خلاء انجام نمي‌گيرد بلكه يك زمينه‌اي دارد.مجموعه فعاليت‌ها در زمينه و بستري انجام مي‌گيرند كه به آن قالب اجرايي گفته مي‌شود. به اين ترتيب تمام مختصات مخاطبان، محيط، فرهنگ و عوامل دخيل در رفتار افراد را شامل مي‌شود.

به اين ترتيب كه، يك كاركرد ممكن است در ايران، تهران، براي دانشجويان دوره فوق ليسانس مديريت اجرايي كه پنج سال سابقه مديريت دارند، انجام گيرد و يا درفارس، شیراز و كسبه بي‌سواد كه به خريد و فروش مايحتاج مردم مشغول هستند. قطعاً قالب‌هاي ذكر شده نسبت به كاركرد يكسان پاسخ متفاوتي داده و به تبع آن فرآيندهاي مختلفي هم ممكن است ايجاد شود.

به اين ترتيب ما سه مقوله را از هم جدا كرديم: فرآيند، كاركرد و قالب اجرايي.

فرآيند تغييراتي است كه در پديده‌ها رخ مي‌دهد و عملاً انسان مستقيم نمي‌تواند آن‌ها را ايجاد و يا از بين ببرد. بنابراين كاركردها هستند كه منجر به ايجاد تغيير و فرآيند مي‌شوند، اما اين كاركردها در خلاء انجام نمي‌گيرند بلكه روي مواد و بستري اعمال مي‌شوند كه داراي ويژگي‌ها و مختصات منحصر به فرد خود هستند. تمام ويژگي‌هاي قالبي كه كاركرد در آنجا اعمال مي‌شود در تعامل با كاركرد روي نحوه ايجاد فرآيند تأثير مي‌گذارد كه به آن قالب اجرايي مي‌گوييم. به اين ترتيب جمع بين كاركرد و قالب اجرايي است كه فرآيندي را ايجاد مي‌كند.

با اين وصف فرآيند تكوين مفاهيم، با كاركرد آموزش در قالب اجرايي كلاس و کارگاه و جلسات اموزشی  انجام مي‌گيرد. (سيف، 1368: 16).

ما در اينجا كلاس را به معني عام آن گرفته‌ايم. يعني هر جا كه انتقال اطلاعات و تفهيم مفاهيم به صورت يك طرفه بوده و مخاطبان پذيرنده هستند را كلاس مي‌ناميم. به اين ترتيب يك برنامه آموزشي رسانه‌اي هم كلاس محسوب مي‌شود.

نكته مهم در اين قضيه آن است كه با ظهور و بسط رسانه‌ها تكوين مفاهيم از قالب اجرايي كلاس به كل جامعه كشيده شده است. به تعبير ديگر، كل جامعه كلاس شده و كاركردهايي به وجود آمده كه به صورت مستمر در يك جامعه و جامعه جهاني مفاهيم مورد نياز را ايجاد مي‌كنند.

جالب اين است كه با ظهور تكنولوژي، قالب‌ها و كاركردها با هم جمع شده و به صورت خودكار محصولشان ايجاد فرآيندهاي مورد نظر است. ضمن آنکه اين آميختگي به حدي است كه امروزه جدا كردن فرآيند، كاركرد و قالب اجرايي كار چندان ساده‌اي نيست. به نحوي كه مك لوهان در توصيف رسانه‌ها مي‌گويد: وسيله عين پيام است.

بنابراين با ورود يك تكنولوژي به جامعه، مفاهيم، آموزش و كلاس‌هاي مستتر در آن هم وارد مي‌شوند. يعني وقتي اینترنت وارد يك كشور مي‌شود مفاهيمي چون توليد انبوه اطلاعات، افكار عمومي، شكل‌گيري افكار عمومي، معناي جديدي از ارتباطات  و غيره را هم با خود مي‌آورد. ضمن اينكه قالب‌ها و كاركردهايي را ايجاد مي‌كند كه در مرحله اول جايگاه خود را محكم كند و در مرحله دوم در آن‌ها رشد نمايد.


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.