سه سوال کلیدی که هر فردی در هنگام راه انداز استارتاپ باید از خود بپرسد

بنیاد پرش 14 آگوست 2016 0
سه سوال کلیدی که هر فردی در هنگام راه انداز استارتاپ باید از خود بپرسد
راه اندازی یک استارتاپ در حقیقت ایجاد یک محصول تازه است .بنابر این باید با دید فرایندی به این مقوله نگاه کرد مقوله ای که به شما کمک میکند تا بتوانید ترس‌های خود را بشناسید، ‌آنها را رها سازید و تصمیمی هوشمندانه درباره ادامه دادن یا متوقف ساختن  استارتاپ و آغاز استارتاپی دیگر اتخاذ کنید. پیش از مطرح کردن این سه سوال، ‌شما باید مکان ساکتی پیدا کنید و پس از تمرکز پیدا کردن، ‌این سوالات را از خود بپرسید:

1) من چرا این کار را انجام می‌دهم؟

دنیای استارتاپ ها دنیای آرزوهای بلند است و ما در ذهن خود اغلب چیز هایی را تصور میکنیم که خیلی آرمانی اند و با واقعیت های موجود و توانمندی ها و داشته های ما فاصله دارند .گاهی اوقات ما با ادعای انجام دادن یک عمل جسورانه و آرمانی، عملا داریم خود را گول می‌زنیم چرا که در واقع ما آن کار را نه برای خود بلکه برای کسی که در پی جلب توجه‌اش هستیم یا می‌خواهیم خود را به او ثابت کنیم، ‌انجام می‌دهیم. مثلا ‌اگر ما وقت و انرژی زیادی را صرف گرفتن یک مدرک هنری کنیم، باید به شکلی به والدین خود ثابت کنیم که در حال هدر دادن پول و وقت خود نیستیم. اما کار درست این است که در درون خود اقدام به جست‌وجو و توجیه تصمیمات خود کنیم. فقط هنگامی که خودمان از آنچه انجام می‌دهیم راضی باشیم می‌توانیم به سمت جلو و مراحل بعدی حرکت کنیم. این روزها تب استارتاپ داشتن داغ شده و همه برای اثبات خود خیلی ساده میخواهند یک ایده را کپی کنند و تنها بگویند که یک استارتاپ دارند اما حقیقت ماجرا بسیار پیچیده تر است .بدانید که صرف جلب توجه دیگران و ثابت کردن خود به آنها نمی‌تواند انگیزه و توان کافی را برای به پایان رساندن یک پروژه در اختیارتان قرار دهد و شما دیر یا زود مجبور به رها کردن آن پروژه خواهید شد.

2) آیا من علاقه‌مند و مشتاق هستم؟

آیا شما فقط به خاطر اینکه مجبور به انجام کاری هستید، آن کار را انجام می‌دهید یا اینکه نسبت به آن کار علاقه و اشتیاق درونی هم دارید؟ اگر شما صادقانه معتقد باشید که نسبت به کارتان، ‌اشتیاق لازم را دارید، ‌آنگاه می‌توانید به سمت مراحل بعدی حرکت کنید و در غیر این صورت لزومی به پیگیری و ادامه دادن آن کار وجود ندارد. البته بی‌میلی‌های زود گذر ناشی از مشکلات و ناامیدی‌های موقتی را نباید با اشتیاق کلی اشتباه گرفت. اشتیاق کلی از جنس خواستن مداوم است . به نحوی که اغلب اوقات در حال فکر کردن به موضوع هستید .در طی مسیر ساخت یک استارتاپ موفق مشکلات و ناملایمات زیادی به وجود میآید که ممکن است بخواهید مدت ها تلاشتان را رها کنیدو از خیرش بگذرید . در چنین مواردی حتما‌ با دوستان و اعضای خانواده خود مشورت کنید و سپس تصمیم بگیرید، ‌اما چنانچه بی‌میلی‌تان تداوم پیدا کرد و شما اشتیاق لازم برای ادامه کار را در خود ندیدید، ‌آنگاه کار  را رها کنید.

3) این پروژه چه تناسبی با آینده من دارد؟

قسمت الف: در این مرحله بسیاری از افراد، درجا می‌زنند. به‌عنوان مثال پروژه یک استارتاپ آی تی (IT)  را در نظر بگیرید: شما می‌خواهید سایتی راه بنیدازید . آیا شما فقط این کار را می‌کنید که بگویید سایتی راه انداخته اید و صاحب یک استارتاپ در این حوزه شده اید ؟ بیش از 90 درصد سایت هایی  که در هر سال  راه اندازی میشوند ، پس از مدتی از چشم  مشتریان و سرمایه گذاران می  افتند  چرا که آن چنان‌که باید نتوانسته‌اند  سرمایه گذاری های صورت گرفته درآنها را پوشش داده و برای سرمایه گذار  سودآور باشند و برای مشتریان هم به دلیل عدم توجه به خواست های آنها جذاب نیستند . برای برخی ها این شکست محسوب نمیشود چون آنها تنها  به دنبال این بوده اند که ایده های خود را اجرایی کنند و اصلا به  نیاز و خواست مشتری و شرکا توجهی نداشته اند . باید بررسی کنید که آیا راه انداختن استارتاپ با  آینده ای که خود را در آن تصور کرده اید همخوانی دارد یا نه ؟

قسمت ب: اگر شما کاری را به خاطر فرد دیگری انجام می‌دهید، ممکن است خودتان آن کار را دوست نداشته باشید. در چنین موقعیتی باید از خود بپرسید: «آیا این کار به آینده من کمک می‌کند؟» مثلا اگر هم بنیانگذار یا سرمایه گذارتان  از شما می‌خواهد تا کار خاصی را انجام دهید، باید از خود سوال کنید که آیا پس از انجام آن کار، کسب و کارتان رشد میکند و میتواند شما را در جایگاه بهتری قرار دهد ؟ اگر پاسخ این سوالات، مثبت باشد، پس آن کار خوبی است و در غیر این صورت شما باید دور آن کار را خط بکشید .هر روز مداوم از خود سوال کنید کارهایی که امروز انجام میدهید آیا شما را در رسیدن به جایی که قرار است فردا آنجا باشید یاری میکند ؟

قسمت ج: اگر شما فقط به خاطر لذت بردن از یک پروژه خاص، آن را انجام می‌دهید، پس این کارتان یک نوع سرگرمی خواهد بود که برای آن نه استرس وجود دارد و نه تمایل خیلی جدی و دامنه‌دار. شما می‌توانید حتی چند هفته به سراغ آن کار نروید.آنچه در این میان برای شما مهم است، لذتی است که از پیشرفت در آن کار می‌برید و به افکار شما آرامش می‌دهد. چنین کارهای تفننی از آن جهت با آینده شما تناسب دارند که باعث دور شدن استرس‌ها و فشار‌های کاری‌تان می‌شوند. به هر حال، هیچ پروژه یا چالشی شکست محسوب نمی‌شود اگر به نحوی باعث بهبود زندگی شما شود. شما نیاز دارید روی پروژه‌هایی کار کنید که شما را قوی‌تر و باهوش‌تر سازند و هرچه شما در این زمینه بیشتر تلاش کنید حتی اگر شکست هم بخورید، ‌بیشتر به هدف والای خود نزدیک می‌شوید. شما با این تلاش، ‌کاری موفق و شادی‌آور را برای خود خواهید ساخت.اگر میخواهید در کاری موفق شوید کاری را انتخاب کنید که از انجام دادن آنها لذت میبرید .

 


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.