رویداد ماشین استارتاپ ناب شیراز

بنیاد پرش 22 آوریل 2015 0
رویداد ماشین استارتاپ ناب شیراز

گزارش تحلیلی رویداد ماشین استارتاپ ناب شیراز

آیا واقعا لین استارتاپ ماشین میتواند در توسعه اکوسیستم کارآفرینی ایران موثر باشد ؟

محسن مولایی نسب

اشاره :

 در سال های اخیر و با بالا گرفتن تب کارآفرینی در کشور رویداد های مختلفی در ایران راه افتاده است که نمونه های آن مانند استارتاپ ویکند ها و لین استارتاپ  ماشین است .

رویداد ماشین استارتاپ ناب
رویداد ماشین استارتاپ ناب

نمونه اول  تعداد بسیار زیاد و با گسترده جغرافیای بالایی برگزار شده است و اخیرا هم حمایت های دولتی برای توسعه آن اختصاص یافته است که نمونه آن برنامه 100 شهر 100 استارتاپ ویکند است .اما برنامه دم یا لین استارتپ ماشین تا کنون دو تجربه برگزاری  و آن هم در تهران داشته است . رویداد سوم از این  دست هم روز 2 اردیبهشت ماه در شیراز به عنوان قلب پیشرو در اکوسیستم کارآفرینی ایران در حال برگزاری است .من به عنوان یک شرکت کننده این رویداد را از نزدیک بررسی و تحلیل میکنم و سعی میکنم نقاط قوت و ضعف این رویداد را بررسی کنم و به صورت تطبیقی با رویداد های دیگر مقایسه میکنم .هدف این کار شناخت جوانب این رویداد و توانمندی ها و نقش آن در توسعه اکوسیستم کارآفرینی است.(ادامه دارد ….)

17.00:خوب بچه ها دارن خودشون رو معرفی میکنن با اسم و یه صفت و یه داستان… این بخش جالب رویداده چون اغلب بچه های ما در شروع کارهاشون تعریفی از خودشون ندارن.خودشناسی و داشتن یه تعریف از خودشون برای معرفی براشون سخته….

17.46:نماینده رویداد در حال توضیح دادن کل روند برنامه است. تجربیات گذشته نماینده جالبه .هدف این رویداد یادگیری معرفی شده با تمرکز بر مشتری

17.56:ادای سوگند داره اجرا میشه…راستی سوگند خوردن به اصول خوبه اما بهتر نیست که اول سرفصل ها و نکات کلیدی سوگندنامه تعریف بشه? این یه بخش از مسئله بومی سازی رویداد هایی شبیه به لین توی ایرانه… با اینکه اصول حرفه ای خوبی توی این سوگندنامه هست اما …. عملی شدن …

17.56: یه بخش از سوگندنامه میگه درآمد از افراد نزدیک خانواده و دوستان محاسبه نمیشه اما یه سوال اینه که جایگاه شبکه های اجتماعی صاحبان یک کسب و کار کجاست? اگر افرادی که مارو به خوبی میشناسند نتوانیم قانع کنیم چطور غریبه ها را قانع میکنیم?

18.00:سوال مهم ? ایا لین استارتاپ ماشین به عنوان یک متد اعتبار سنجی شده است? آقای علی پور توجیه اش اینه که چون خودشان و مربیان رویداد از این متد استفاده کردند دلیل معتبر بودن متد هست! خوب اینجا در موردش صحبت نمیکنم و بعد از اتمام دوره صحبت خواهم کرد.

18.10:موضوع مهمی مطرح شد .تقسیم بندی رفتار مشتریان بر اساس میزان نیاز و خواسته ها …. این نکته در اغلب کسب و کارهای نوپا این موضوع نادیده گرفته میشه

18.52: با اینکه تمرکز این نوع رویداد ها روی ایده نیست اما متاسفانه مشکل ریشه ای قضیه ایده مطرح نمیشه.ایده یابی و فرصت شناسی اصولی داره…

19.26:ایده ها گفته شد …. تقریبا همه تکراری….باز هم میگم تمرکز روی ایده نیست…

19.35: بحث و تمرکز روی مشتری ،مشکل و راه حله…. راستی چرا میگیم مشکل ? چرا نمیگیم مسئله ? این مورد مربوط به ترجمه است یا اصولا لین استارتاپ ماشین رویکردش اینه?

20.00 : بعد از صحبت های آرش میلانی و سوال و جواب هایی که بعضی  زیاد هم منطقی نبود افراد صاحب ایده به دنبال افرادی گشتند که تمایل داشتند با اونها کار کنند. چند تا ابهام کلی وجود داره ؟ آیا در دنیای واقعی کسب و کار افراد از یک گونه و تقریبا هم  صنف میتونن با هم یه پروژه رو به نتیجه برسونن؟ آیا افراد بدون تجربه کاری در حوزه های مرتبط میتونن اصولا کاری رو به نتیجه برسونن؟ افراد بر اساس ایده آیا تنها به هم گرایش پیدا میکنن؟

تحلیل روز اول 

1- تاکید برگزار کننده ها این بود که این یه رویداد آموزشی هست  اما نکته اینه که آیا رویداد آموزشی باید شرایط واقعی رو  شبیه سازی کنه یا یک چیز تخیلی رو ؟ نکته جالب توجه  در سوال و جواب ها این بود که نسبتها و روش های علمی کاملا نادیده گرفته شد مثلا در خصوص  اعتبار سنجی ایده ها گفته شد که تعیین نسبت برای تایید و یا رد یه فرضیه حسی هست که تقریبا میشه گفت کاملا اشتباهه چون تعیین این نسبت از فرمول های دقیق کسب و کار و آمار پیروی میکنه نه احساسات …این حرف در تناقض کامل با اصل و هدف لین هست ….

2- چیز دیگه ای که مشهوده اینه که مفهوم ناب خیلی واضح نیست نه برای شرکت کننده ها نه برای مربی ها  یا حداقل اگر برای مربی ها واضحه انتقالش به شرکت کننده ها با مشکل مواجه هست .

3- باز هم اشتباه همیشگی اینجا داره تکرار میشه یعنی تفاوتی بین گروه و تیم لحاظ نمیشه و مدام از تیم سازی و کار تیمی حرف زده میشه در صورتی که افرادی که به صورت ناگهانی  با هم آشنا میشن  ، یک گروه کاری تشکیل میدهند و حرف از تیم زدن خیلی زود و بیشتر احساسیه … یه تیم در عین حفظ استقلال فردی افراد روی هدف و روح جمعی متمرکزه اما در گروهها این مورد دیده نمیشود.

4-در هر دو مورد رویداد لین و رویداد استارتاپ ویکند   هیچگونه تعیین جایگاهی در بین افرادی که بر روی یک ایده کار میکنند وجود ندارد و هیچ گونه تفاهی در مورد مسئولیت ها و مالکیت ها صورت نمیگیرد این امر موجب اختلافات بعدی میشود که به طور مکرر در خروجی های رویداد ها  رخ داده است .ایجاد ارزش های مشترک در  بین افرادی که برای سه ساعت کنار هم قرار رفته اند و تنها 10 دقیقه برای اشتراک این ارزش ها وقت داشته اند به نظر امر بسیار سختی است با اینکه محال نیست .

(ادامه دارد …..)

روز دوم

نکته اول: زمان بندی چیز مهمیه که معمولا در کشور های جهان سوم با مشکل مواجه هست.برنامه ها روی کاغذ. زمان بندی شده و مشخص هست و در سوگند نامه این برنامه هم تعهد به زمان بندی ها وجود داشت اما فاصله حرف تا عمل….برگزار کننده ها با 20 دقیقه تاخیر در محل حاضر شدن(این با توجه به خستگی شاید قابل اغماضه) برنامه صبح در بخش صبحانه با نیم ساعت تاخیر شروع شد و برنامه دوم با 10 دقیقه… یه تعداد از افراد هم اصلا حضور ندارن…این نشون دهنده مشکل فرهنگ کسب و کار هست…عدم تعهد به زمان…

9.37: شبیه سازی محیط برای یادگیری روش مصاحبه با مشتری کار جالبیه اما نکته اینه که در جامعه ما چقدر میشه به مردم نزدیک شد? چطور میشه نزدیک شد? در کشوری با تنوع قومیتی و فرهنگی ایران چه راهکاری باید اتخاذ کرد? مطالعه در مورد خصوصیت یه جامعه هدف کجای داستانه?

10.00: یه فیلم جالب نمایش داده شد از روش موفق شدن و چرخش های حیاتی یک تیم در خصوص فرضیات. توضیحاتی هم در مورد پنداشت های پر خطر داده شد.اگر تیم برگزاری مستندات ایرانی هم ایجاد میکردند جالب بود.زیرنویس گذاری مستندات یا دوبله اونها..و بومی کردن تجربیات..کار شروع شد..

14.36:کارگاه دوم در مورد راهکارها و روش های راهکار شروع شد.. اینکه بشه بین خواسته مشتری ،مشکل اصلی مشتری و پیدا کردن نیاز اصلی و تشخیص تفاوت نیاز و خواسته است. خواسته ها در گفته های مشتری مشهودتره پس برای ارائه ارزش مناسب به مشتری بهتره روی نیاز تمرکز کنید…

15.30: بررسی و چکاب راه حل ها و خروج از ساختمان برای بررسی راه حل ها از منظر مشتریان

 تحلیل روز دوم :

در تحلیل روز دوم میشه گفت که تقریبا هیچ برنامه منظمی برای انجام عملیات مربی گری وجود نداره یعین اینکه یه مربی به موقع و با تقسیم کار به همه تیم ها سر بزنه و راهنمایی های لازم رو ارائه کنه جایی توی برنامه نداره .مربی ها اغلب اوقات در مکانی بغیر از مکان تجمع گروهها هستند و گروهها در فضای کاری خود مشغولند.دوم اینکه بجز  نماینده رویداد (آقای غانم زاده ) که سعی میکنه اطلاعات کامل تر منتقل بشه و آقای علی پور که نمونه های داخلی از فعالیت خودش ارائه کرد بقیه مربی ها هیچ تجربه مشخصی در این امر نداشتند .متکلم وحده بودن در ارائه ها و عدم داشتن طرح برنامه برای مشارکت بقیه موجب خستگی میشه (من خودم در بخشی از صحبت های آقای علی پور با وجود جالب بودن صحبت ها خوابم گرفت ). اگر منتور ها بتونند بخش های مختلف رو ارائه بکنند هم از تکرار جلوگیری میشه و هم بچه ها با فکر های تازه و افراد جدید آشنا میشن.

مطالب مفید امروز : روش های ارائه محصول حداقلی قابل ارائه ،رفتن به محیط و ارتباط مستقیم با مشتری ،اصلاح برداشت ها نسبت به فرضیات.

امروز یه نوجوون که کم سن و سال ترین عضو این رویداد معرفی شد این نوجوان 14 سالشه و برای من به شخصه خیلی جالب بود حضورش در این برنامه این نشون میده که شاید لازم باشه سطح آموزشی این رویداد ها رو به مقاطع پایین تر هم گسترش پیدا کنه البته با اصلاح و مناسب سازی محتوای دوره برای مقاطع سنی پایین تر .

در کل میشه گفت روز دوم در رویداد لین مفیدتر از روز اول و در مقایسه با رویداد استارتاپ ویکند موثر تر بود  با اینکه از نظر عملیات مربی گری رویداد استارتاپ ویکند  قوی تر و شور و شوق بیشتری داشت .

ادامه دارد ….


پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.